
اي قلم در حرفهايت اثري نيست ،براي من از آشنا يک خبر نيست
اي خدا اين جمعه هم آمدو رفت ،از يوسف فاطمه هم خبري نيست
پروانه ها سوختند در پايان عمر شمع ،از جدايي دلها همه خون شد
در شان و رتبه بي همتايي ،و از هر زيبا،زيباتري اي اقا
چه کسي ميگويد جدايي انسان را دردمند نميکند ،صبر عاشق را لبريز نميکند
اي چشمهايم دلتنگ نشويد و به راه همچنان نگاه کنيد ،چرا که هميشه آفتاب پشت ابر نميماند .
غنچه ها تا چه اندازه پر پر شوند ،مگذار قلبهاي منتظران خون شود
اين جمعه هم آمد اما تو نيامدي ،روزها را مي شمارم تا جمعه ي ديگر شود .
اي صفايي بر فراقش صبر کن ،تا بار ديگر مسيرمان به سوي عراق افتد
که قلبها از غصه ات داغدار شده است ،يا امام زمان بيا و رحم کن
دسته بندی :










